محل تبلیغات شما

آیی خدا بازم سروصدا چرا نمیزارن یه ثانیه با آرامش غذا کوفتم کنم و یکم خیر سرم استراحت کنم بوی گندی هم که تو خونه پیچیده خیلی رو مخه دیگه ایندفه جلو خودمو نمی گیرم.

هوی ته ته نظرت چیه دست از سر جیمین برداریو درو پنجره هارو باز کنی بوی گندی که راه انداختی کل خونرو پر کرده دارم خفه میشم احمق

-جانم .؟.با من بودی؟ الان احمقو حالیت می کنم 

/جیمین:باخودش;ای خدا مگه من چیکار کردم که انقد دوستم داری الان واقعا خیلی دارم تحمل می کنم  یعنی اگه صبرم تموم بشه سر هر دوشونو با شیشه های پنجره یکی می کنم 

چرا انقدر احمقن چرا چرا منو گیر انداختن اینجا من اصلا نمی دونم اینا کی هستن  .:هی درو باز کنید منو ولم کنید برم اگه مردین بیایم دروباز کنید تا خودم نشونتون بدم واقعا کی هستم

 

جیمین تو یه اتاق خیلی تاریک بود و کوچیک فکر کنم از هشت متر هم کمتر بود داشت دیوونه میشد بعد اینکه یکی با ماشین یده بودشو اذیتش کرده بود و حالا هم تو این اتاق زندانیش کرده بود.

/آی خدا بیاین منو آزاد کنید احمقا

داشتم می گفتم زندانیش

/هوی خنگولا منو بیارین بیرون

ای بابا مگه میزاره داستانو تعریف کنم اصلا بی خیال خودتون ببینید البته تو ذهنتون

/اسکولا منو ولم کنید بابام کله گندستااااا

نامجون =خفه شو بینیم بابا من دارم با این بوی گند سرو کله میزنم تو چی میگی جوجه فوکولی

/چی االاااان به من گفتی جووووجه فوکولی 

بوم بوم صدای کوبیدن پاش به در اومد

/منو آزاد کنید عوضیا

تهیونگ=آخ مگه میزاره یهدقیقه حموم کنم ،،،،نامجون الان درارو باز گذاشتم بو غذا سوخته ها بره خودمم دارم میرم حموم بوی خروسیو میدم که دمش سوخته کاری با این دیونه هه داشتی کلیدا رو اپنن خودت ورشون دار 

نه من از جوجه فوکولی خوشم نیومد کاریم باهاش ندارم 

//با خودش:چی می خوان چیکارم بکنن .برو بابا بیان تو با چند تا حرکت لهشون می کنم 

اصلا منکه اونارو ندیدم اگه گنده باشن چی؟ اگه بخوان اذیتم کنن چی؟ 

اگه بخوان بهم

دست بردار جیمین اونارو تیکه پاره می‌کنی ،،،درضمن ذهن من جای اینجور مزخرفات نیست

یعنی جای اونجوری مزخرفاته ؟ خفه شو . حالا دارم به خودم میگم خفه شو نگا کن کارم به کجا کشیده مگه می کردی اگه بعد مدرسه نمیرفتی سوپری 

حالا گذشته از اون نباید به هر خری اعتماد کنی .تا کی باید به خودم درس اخلاق بدم؟

تهیونگ صدای آهنگ نامجونو شنید که صداشو تا ته برده بود بالا و از آن و ناله های جیمین آمپرش رفت بالاو با همون یه حوله ی دور کمرش زد بیرون:هی کیم نامجون اگه مشکلی نیست اون ظبط مزخرفو صداشو کم کن بد جوری رو مخه 

نامجون:باعشه فقط ناله های مزخرف اون رو مخم بود می فهمی یا نه 

بگو نه دیگه تو که با خودت واون مشکلی نداری

تهیونگم همون‌جوری رفت.

میشه قصه هارو از توی آینه خوند

نامجون درو باز کن... کجایی جیمین؟(قسمت سوم)

نامجون درو باز کن ....کجایی جیمین؟... (قسمت دوم)

تو ,اگه ,منو ,کنم ,بوی ,خفه ,خفه شو ,آزاد کنید ,منو آزاد ,می کنم  ,مگه میزاره

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها